زين العابدين شيروانى

مقدمه و پيشگفتار 70

رياض السياحة ( فارسى )

بدانكه باعث محبت و اظهار مودت و اظهار مكرمت نسبت به تو هشت چيز است : اول آنكه بنيان جنسيت قايم است و علت ضم جنسيت است بنىآدم از يك پدر و مادر و از نوع و جنس يكديگرند . دوم آنكه تو رسيدهء كشور مائى و غريب و تنهائى . سيم آنكه تو مرد سياحى و آنچه از نيك و بد ابناى زمان ديدى بىزياده و نقصان خواهى گفت چهارم آنكه تو در سلك دانشمندان انتظام دارى و در مسلك ايشان قدم مىگذارى و تكريم علماء واجب است . . . پنجم آنكه من و تو مسلمان و از امت پيغمبر آخرالزمانيم . . . ششم آنكه ما و شما از اهل ايمان و از شيعيان امير مؤمنانيم هفتم آنكه تو كسوت ارباب عرفان و اصحاب ايقان دارى حب الفقراء مفتاح باب الجنة در آسايش فقراء كوشيدن در هر مذهب بجاست بيت حب درويشان كليد جنت است * بغض درويشان سزاى لعنت است هشتم آنكه محبت بامثال تو كردن و خدمت بجا آوردن نزد بارى تعالى ضايع نگردد و در آخرت سبب درجات عاليه شود . . . چون اين مراتب را فهميدم لاجرم خدمت تو را لازم ديدم و در محبت و مودت تو يكدل و يك‌جهت گرديدم . حكايت چهارم حكايتى است كه در مصر اتفاق افتاده در صفحه 598 بستان مىفرمايد : ابراهيم بيك اميرى جليل القدر و كبيرى منشرح الصدر بود راقم مانند آن شهريار در مراتب جود و سخا كمتر كسى مشاهده نموده است آن امير معرفت مصير بيگلر به يكى كشور مصر بود و در شجاعت و سخاوت از اكثر ملوك زمان گوى سبقت مىربود . روزى آن جهان كرم از فقير سؤال نمود آيا در كشور ايران صاحب جود و كرم ديده‌ئى كه صد هزار دينار به كسى صله كند و حال آنكه يقين داند كه هرگز آن شخص را نخواهد ديد فقير معروض داشت از بحر جود امير مأمول است كه كمتر از اين فرمايند آن شهريار بتبسم درآمده فرمود كه آيا اهل آن ديار هزار دينار به شخص موصوف عطا مىكنند ؟ فقير عرض نمود كه جمال دولت امير به حال خلود مزين باد شخصى در كشور